به وب سایت رسمی باشگاه هنرمندان جوان خوش آمدید...              از گالري سايت باشگاه هنرمندان جوان ديدن فرماييد                           
                                  
چهارشنبه ١٧ شهريور ١٣٨٩
فيلمنامه نويسي

  چاپ        ارسال به دوست

از ایده تا فیلمنامه ـ بخش هفدهم

جعفر حسنی

گفتگو در سینما
حاج كاظم : تو مي‌دوني گردان بره خط گروهان برگرده يعني چي ؟ تو مي‌دوني گروهان بره خط دسته برگرده يعني چي ؟ تو مي‌دوني دسته بره خط نفر برگرده يعني چي ؟
ناصرالدين شاه : مدرسه هنر، مزرعه بلال نيست آقا كه هرسال محصولِ بهتري داشته باشد . در كواكب آسمان هم يكي مي شود ستاره درخشان؛ الباقي سوسو مي زنند .
اسی : مارک کجایی؟ / عباس : حول و حوش نواب / اسی : نوابت هم خوبه آق کمال خوش اومدی / عباس : اسمم عباسه فامیلیم خاکپوره / اسی : اسمت مراد ماست فامیلیت مرام ما
مادر: سر شام گریه نکنید، غذا رو به مردم زهرنکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم . راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و ظروف.آبروداری کنین بچه ها،نه با اسراف. سفره از صفای میزبان خرم می شه،نه از مرصع پلو. حرمت زنیت مادرتون رو حفظ کنین. محمدابراهیم، خیلی ریز نکن مادر، اون وقت می گن خورشتشون فقط لپه داره و پیاز داغ.
وکیل : وکیل ها حرف مفت زیاد می زنند اما مفت حرف نمی زنند .
حمید : اگه من اون منی باشم که تو می خوای باشم ، که دیگه من من نیست، یعنی منِ خودم نیستم .
مادر : ضیافت مرگ، عطر و طعمش دعاست.روغن خوبم تو خونه داریم، زعفرونم هست، اما چربی و شیرینی ملاک نیست، این حرمتیه که زنده ها به مرده هاشون می ذارن .
ایلزا : یه فرانک بهت می‌دم اگه بگی به چی فکر می‌کنی! / ریک : تو آمریکا برای افکار فقط یه پنی می‌دن. به نظرم چیزی در همین حدود هم بیشتر ارزش ندارن!
دیالوگ های خوب ـ دیالوگ های بد :

گفتگوهای فوق ، نمونه هایی از گفتگوهای سینمایی است که بعد از سالها همچنان در ذهنمان مانده اند. گفتگوی خوب تبادل نیرویی است بین طرفین . نیرویی که بین شخصیت ها رد و بدل می شود. حالتی رفت و برگشتی دارد و آهنگ و حرکتی که شکلی روان به دیالوگ ها می بخشد . شنیدن گفتگوی خوب لذت بخش است . چرا که این گفتگو مثل قطعه ای موسیقی ریتم و ضرباهنگ دارد . کشمکش دارد و قصد و هدفی را دنبال می کند . رو و صرفاً اطلاعاتی نیست . بلکه احساس و اطلاعات را غیر مستقیم بیان می کند . گفتگوی خوب به شخصیت ها پیچیدگی می دهد . آنها را از پیش پا افتادگی و روزمره بودن دور می سازد . اما گفتگوی بد تصنعی است . در دیالوگ نویسیِ ضعیف آدمها طوری حرف می زنند که کلام و گفتارشان با شخصییت شان هماهنگ و هم سطح نیست . یا همه آنها مثل هم حرف می زنند و از واژه هایی یکسان استفاده می کنند و یا آنقدر پر حرفی می کنند و بدون راز و رمز و کنایه حرف می زنند که گفتگوی شان با یک گفتگوی غیر سینمایی تفاوتی ندارد . آنها مخاطب و شنونده را با گفته های بی مورد یا تصنعیِ خود آزار می دهند . در گفتگو نویسیِ ضعیف بدون توجه به جایگاه و موقعیت اجتماعی و تحصیلی شخصیت ها ، همه ی آنها از یک نوع کلام و واژه و اصطلاح استفاده می کنند . به زبان ساده در دیالوگ نویسی بد فرقی بین حرف زدن یک ولگرد با یک استاد دانشگاه مشاهده نمی شود .
گفتگو نویسی برای اکثر نویسندگان سخت‌ترین بخش نویسندگی به حساب می‌آید . اغلب ، گفتگوهایی که نویسندگان جوان می نویسند گفتگوهایی دل نشین نیست . مگر اینکه در این زمینه به قدر کافی تمرین داشته باشند . این گفتگوها معمولاً بدترکیب ، نامناسب و رنگ و رو رفته بوده و حس واقعی بودن را ندارند . خود نمایی می کنند و در ذوق می زنند .
یکی از اولین نکاتی که در گفتگو نویسی باید مد نظر قرار داد ایجاز است . همة ما در زندگی روزمره ی خود حرف‌های زیادی می‌زنیم که احتمالاً نیازی به بیان آنها نیست. اگر به مجموعه گفتگوهایی که در یک مهمانی بین حاضرین رد و بدل می‌شود دقت کنید به سادگی متوجه این موضوع خواهید شد . ما وقتی در جلسات یا در مصاحبه ها شرکت می کنیم و بعد صحبت های خودمان را می شنویم متوجه می شویم که چقدر از جملات و کلمات زائد و تکراری استفاده کرده ایم . در ارتباطات روزانه ، دور هم نشینی ها و دید و بازدیدها هر کسی می خواهد حرفی بزند . شاید این یک نوع اعلام حضور و وسیله ای برای دیده شدن باشد . در این مواقع همه می‌خواهند حرفی بزنند و به همین خاطر در ذهن خود دنبال موضوعی برای گفتن می‌گردند . ممکن است حرف هایی بین افراد رد و بدل شود که حتی هیچ ربطی به بحث‌های قبلی آنان نداشته باشد . ممکن است برای بیان یک جمله و کلام ساده دقایق زیادی حاشیه روی شود و زمینه چینی گردد . اما گفتگوی فیلمنامه نمی تواند اینگونه باشد . به خاطر همان محدودیت هایی که در دروس قبلی اشاره شده است و از همه مهمتر اینکه هیچکس حاضر نیست برای شنیدن اینگونه حرف های بی ارزش وقت و هزینه ی خود را هدر دهد . گفتگوهای غیر ضروری و زائد در فیلمنامه کار را خسته کننده می نماید و تأثیر گفتگوهای خوب را از بین می‌برد. اما این به مفهوم آن نیست که گفتگو را طوری بنویسیم که فوراً و بدون هیچ مقدمه ای هر بار به سراغ مطلب اصلی برویم . در این صورت گفتگوی ما رنگ و روی یک گفتگوی طبیعی را از دست خواهد داد . در حالی که گفته بودیم فیلمنامه نمایی واقعی دارد و دیالوگ هم جزیی از فیلمنامه است . نویسندگان حرفه‌ای گفتگو را طوری می‌نویسند که از یک سو کاملاً عادی و معمولی به نظر می رسد و از سوی دیگر تک تک کلمات آن به دقت و با منظور خاصی انتخاب شده است .
هرگفتگویی در فیلمنامه چند وظیفه ی اصلی دارد . از جمله اینکه : باید عواطف ، افکار و احساسات و خصوصیات شخصیت ها را بروز دهد . همچنین اطلاعات داستانی را بر ملا سازد و داستان را پیش ببرد .
به اعتقاد بسیاری از نویسندگان مهمترین وظیفه ی گفتگو در فیلمنامه بیان افکار و عواطف شخصیت هاست . همانطور که در زندگی، آدم ها از طریق کلام احساسات خود را بروز می‌دهند ، گفتگو در فیلمنامه نیز این وظیفه را انجام می‌دهد . نظیر:
تیلر : می‌دونی، ما همه واقعاً خوشحالیم که داریم از دست تو راحت می شیم سامرست ...
اما گفتگو تنها شیوه ی بیان افکار نیست . رفتار ، حرکت و حالت چهره ، افکار و عواطف ما را گاهی دقیق‌تر از هر کلمه‌ای برملا می‌سازند. گاهی نیز گفتگو می‌تواند بیان دقیق افکار نباشد، مثلاً در مواقعی که شخصیت دروغ می‌گوید و سعی می‌کند اعمال خلاف خود را پنهان سازد . اما تماشاگران باید صحت حرف‌های شخصیت را تشخیص دهند . چرا که یکی از وظایف گفتگو ارزیابی شخصیت است .
گفتگو می‌تواند رابطه ی کمی با محتوای صحنه داشته باشد . مثل گفتگوی دو نفر در یک صحنه ، در حالی که یکی از آنها دور از چشم دیگری ، به کسی دیگر در همان محیط توجه دارد و صرفاً برای لو نرفتن ذهنیت خود ، گفته های شخصیت مقابل را پاسخ می دهد .
هر فیلمنامه نویسی برای ارائه اطلاعات داستانی به دو شیوه عمل می‌کند : بصری و از طریق گفتگو. اغلب از آنجا که انتقال اطلاعات از طریق گفتگو آسان‌تر است ، اولین فکری که به ذهن نویسنده می رسد بیان این اطلاعات از طریق گفتگوست . در حالی که با کمی تامل بیشتر می توان از ترفندهایی تصویری برای این منظور استفاده کرد تا حجم دیالوگ در فیلمنامه ی ما زیاد نشود .
بر ملا ساختن خصوصیات شخصیت از طریق گفتگو :
نوع واژه‌هایی که شخصیت به کار می‌برد و جملاتی که بیان می‌کند ، در تعریف خصوصیات شخصیت نقش مهمی دارد . مثلاً وقتی شخصیتی از اصطلاحات خاص کوچه بازاری استفاده می‌کند ما فوراً پی می‌بریم که او در چه جایگاه اجتماعی قرار دارد . یک گدا به گونه‌ای حرف می‌زند و یک ثروتمند به گونه‌ای دیگر. یک پزشک از اصطلاحاتی استفاده می‌کند که یک مهندس، یک راننده کامیون ، یا یک وزیر ممکن است استفاده نکند . نویسندگان حرفه‌ای شخصیت‌ها را به دقت بررسی می‌کنند و بر اساس خصوصیات جسمانی، روانی و اجتماعی آنها ، نوع واژه‌هایی را که به کار می‌برند و ریتم و لحن بیان آنها را تعیین می‌کنند .
داستان از طریق گفتگو حرکتی رو به جلو دارد . وقتی دو شخصیت بر سر چیزی با هم بحث می‌کنند و در آخر به نتیجه‌ای مشخص رسیده و تصمیم گیری می کنند ، در واقع داستان وارد مرحله تازه ای می گردد . این همان نقشی است که دیالوگ در خط سیر داستان دارد .
شکل روان و ساده در دیالوگ :
یکی از اشتباهاتی که برخی نویسندگان جوان و کم تجربه در دیالوگ نویسی مرتکب می شوند به کار بردن کلمات و جملات غلمبه و اصطلاحات و عبارت مشکل برای اظهار فضل است . حتی در حالتی که شخصیت ها از تحصیلات و تخصص های علمی ـ مثل روانشناسی و پزشکی یا مهندسی ـ برخوردارند بهتر است تا آنجا که ممکن است از بکار بردن اصطلاحات علمی خاص خودداری شود . چرا که در غیر این صورت دیالوگ ها حالتی خشک و خسته کننده به خود می گیرند . فراموش نکنیم که معمولاً افراد مختلف سعی نمی‌کنند هنگام گفتگو با دیگران با بکارگیری همه ی لغاتی که می‌دانند خودنمایی کنند . مگر اینکه این مسئله جزیی از ویژگی های شخصیتی آنها باشد و نویسنده روی این موضوع در آن شخصیتِ به خصوص ـ به عنوان یکی از ویژگی های شخصیتی او ـ تاکید داشته باشد . پس بهتر است دیالوگ تا آنجا که ممکن است شکلی روان و ساده داشته باشد .


10:02 - شنبه 25 ارديبهشت 1389    /    شماره : 4100    /    تعداد نمایش : 158


نظرات بازدیدکنندگان

کاربر مهمان : سپاس

نظرات بازدیدکنندگان
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: