به وب سایت رسمی باشگاه هنرمندان جوان خوش آمدید...              از گالري سايت باشگاه هنرمندان جوان ديدن فرماييد                           
                                  
شنبه ١٣ شهريور ١٣٨٩
سينما

  چاپ        ارسال به دوست

فیلمساز دگر اندیش




مرگ در آرامش
«ارنست اینگمار برگمان»، کارگردان سرشناس سوئدی، روز سی‌ام ژوئیه در سن 89 سالگی، در منزلش در جزیره‌ی دوردست فارو - که در جنوب شرقی سوئد و میان دریای نروژ و اقیانوس اطلس قرار دارد - درگذشت. «اوا برگمان»، دختر این کارگردان، به یک شبکه‌ی خبری سوئدی گفت که برگمان در آرامش درگذشته است.
برگمان در طول مدت عمرش، فیلم‌های بسیاری ساخت و فیلمنامه‌های بسیاری هم نوشت. از وی به عنوان یکی از چهره‌های برجسته‌ی دنیای سینما و یکی از اساتید واقعی آن نام برده می‌شود. او پس از کناره‌گیری از سینما، به فعالیت در تلویزیون و تئاتر پرداخت.
«وودی آلن»، کارگردان، در سال 1988، برگمان را بزرگ‌ترین هنرمند از زمان اختراع دوربین فیلمبرداری معرفی کرد، اما خود کارگردان در مصاحبه‌یی در سال 2004 گفته بود که از تماشای فیلم‌هایش دچار افسردگی می‌شود، به همین دلیل هیچ وقت به تماشای آن‌ها نمی‌پردازد!

روحانی‌زاده‌ی گوشه گیر
اینگمار برگمان، در چهاردهم ژوییه‌ی سال 1918، در اوپسالا در سوئد متولد شد. پدرش یك كشیش دانماركی‌تبار كلیسای لوتری بود كه در میانسالی، كشیش كلیسای دربار پادشاه سوئد شد. محیط کودکی و نوجوانی بر روحیات برگمان تأثیر عمیقی گذاشت. این تأثیرات در فیلم‌هایش منعکس شده است.
برگمان پنج بار ازدواج کرد و هشت فرزند داشت. وی به جز یك دوره كه به علت مناقشه‌ی مالیاتی با دولت سوئد به شهر مونیخ در آلمان كوچ كرد، اغلب عمر خود را در شهر كوچك فارو گذراند، بسیاری از فیلم‌هایش را در این شهر ساخت و نهایتاً همان‌جا درگذشت.
اگرچه برگمان در دهه‌های اخیر، در آرامش و سکوت روزگار می‌گذراند، ولی از تماشای مداوم فیلم و نوشتن کتاب و مقاله بازنایستاده بود. گوشه‌گیری او در سال‌های اخیر به اندازه‌یی بود که حتی زمانی که پنجاهمین جشنواره‌ی فیلم کن وی را به عنوان «بزرگ‌ترین کارگردان همه‌ی دوران سینما» برگزید، در مراسم سپاسی که به این منظور برگزار شده بود شرکت نکرد و نامزد سابقش، «لیو اولمن»، را با پیامی به این مراسم فرستاد.

فیلمسازی با بودجه‌ی محدود
برگمان به عنوان كارگردان سینما، هنرمندی روشنفكر بود و برخلاف بسیاری از كارگردانان كه ارتباطی ابزاری با بازیگران دارند، اعتقاد داشت كه باید با شیوه‌یی محبت‌آمیز و ایجاد ارتباطی روحی، حمایتی و صادقانه، بهترین بازی را از بازیگران گرفت.
برگمان از ابتدای فعالیت خود، یك مدرسه هنری برای تربیت بازیگر ایجاد كرد که در آن، بازیگران بزرگی چون «ماكس فون سیدو»، «بی‌بی اندرسون»، «هریت اندرسون»، «ارلند جوزفسون»، «اینگرید تولین» و «گونار بیورنستراند»، تربیت شدند.
وی همواره كارگردانان جوان را تشویق می‌كرد كه از كارگردانی فیلم‌های بدون پیام خودداری كنند و در عین حال معتقد بود كه پیام هر فیلم لزوماً آن چیزی نیست كه در ذهن كارگردان موج می‌زند.
برگمان، پیشگام فیلمسازی با بودجه‌های معقول و محدود و در عین حال فیلمسازی فارغ از نگرانی‌های مرسوم گیشه بود؛ از این‌رو به خاطر مقابله با فیلمسازی با بودجه‌های سرسام‌آور در سینمای آمریكا، همواره از وی به عنوان نماد فیلمسازی ضد هالیوودی یاد می‌شود.
این كارگردان سوئدی به دلیل سختی‌هایی كه در طول ساخت هر فیلم متحمل می‌شد، عادت داشت تا پس از اتمام هر فیلم اعلام كند كه دیگر فیلم نخواهد ساخت، اما هر بار و تا سال 2003 ‬كه آخرین فیلم سینمایی خود را ساخت، وسوسه‌ی سینما موجب عهدشكنی او می‌شد.

کارنامه‌یی پربار
در غالب آثار برگمان، به مفاهیم و مضامینی فلسفی و عموماً عرفانی در مورد تلاش انسان‌ها برای معنابخشیدن به حیات، بخشش و ستایش از شور زندگی برمی‌خوریم .
آثار او کم و بیش با رگه‌هایی از یک یأس فلسفی نیز همراه‌اند.
برخی از ساخته‌های او از جمله «توت‌فرنگی‌های وحشی» و «سونات پاییزی»، کماکان در میان هواداران هنر هفتم محبوبیت فراوانی دارند. وی برای سه فیلمِ «از طریق شیشه‌ی تاریک»، «فانی و الکساندر» و «چشمه‌ی باکرگی»، برنده‌ی جایزه‌ی اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان شد. فیلم «مهر هفتم» وی نیز که ساخت سال 1957 است، یکی از مهم‌ترین آثار کلاسیک سینما به شمار می‌رود.
دیگر فیلم‌های قابل اعتنای برگمان از این قرارند: «مردی با یک چتر»، «سرزمین آرزو»، «آینده با من است»، «تابستانی با مونیکا»، «شب عریان»، «درسی در عشق»، «لبخندهای یک شب تابستانی»، «صحنه‌ی یک ازدواج»، «چهره به چهره» و «همچون در یک آینه».
برگمان خود زمانی درباره‌ی درون‌مایه‌ی فعالیت سینمایی‌اش گفته بود: «من به طور مشخص می‌دانم که ما با کمک فیلم می‌توانیم به جهانی غریب و نادیده و در واقعیت‌هایی ورای واقعیتِ موجود وارد شویم».
با آن‌كه برگمان در عالم هنر بیش‌تر با فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی شناخته شده، اما كارنامه‌ی او در تئاتر به مراتب پربارتر از سینماست. وی از سال 1938 تا 2004 (به مدت 66 سال)، بیش از 170 ‬تئاتر را كارگردانی كرد كه اغلب آن‌ها نوشته‌ی خود اوست و برخی، از جاودانه‌های هنر تئاتر محسوب می‌شوند.

ادوار مختلف فیلمسازی برگمان
برگمان از سال ‪1946 و در سن 28‬ سالگی با ساخت فیلم «کریس»، وارد عرصه‌ی كارگردانی سینما شد و تا سال 2003 كه فیلم «ساراباند» را ساخت، در مجموع كارگردانی 45 فیلم را بر عهده داشت.
سال‌های 1946 تا 1950 دهه‌ی فیلمسازی اولیه‌ی برگمان، در گونه‌های متنوعِ نهیلیستی و كمدی بود. از مهم‌ترین آثار سینمایی او در این دوره می‌توان به این فیلم‌ها اشاره كرد :
«كشتی در هند»، «موسیقی در تاریكی»، «زندان»، «این نمی‌تواند این‌جا اتفاق بیفتد» و «آرزوها».
دوره‌ی دوم فیلمسازی برگمان كه تنها سه سال به طول انجامید، دوره‌ی باور او به سینمای بحران بود.
وی در این دوره چند فیلم ساخت كه برخی از آن‌ها عبارت‌اند از :
«مهر هفتم» و «چشم شیطان».
سومین دوره‌ی فیلمسازی برگمان را كه از‪ 1961 تا 1964 ‬به طول انجامید، «كاهش متافیزیكی و سه‌گانه‌ی دینی» نام نهاده‌اند. او در این دوره فیلم‌هایی از قبیل «از طریق شیشه‌ی تاریك» و «روشنایی زمستان» را ساخت.
چهارمین دوره‌ی فیلمسازی برگمان در سال‌های 1966 تا 1969، ‬دوره‌ی نگاه محدود منفی و نوگرایی بود. وی در این دوره فیلم‌هایی چون «پرسونا» و«شرم» را ساخت.
سال‌های 1971 تا 1983، دوره‌ی پنجم فیلمسازی برگمان و سال‌های تولیدات تلویزیونی و بین‌المللی او بود و منتقدان بر آن نام «اومانیسم دشوار» نهاده‌اند. وی در این دوره فیلم‌های مختلفی از این دست ساخت: «لمس»، «فریاد‌ها و نجواها» (نخستین فیلم سینمایی تحسین‌برانگیز برگمان به زبان انگلیسی و ‪‬برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلمبرداری اسكار)، «فوت سحرآمیز» و «فانی و الكساندر».
پس از فانی و الكساندر (1983) - که به گونه‌یی برجسته در ستایش از زندگی است و توانست چهار جایزه‌ی اسکار دریافت کند - برگمان دو فیلم دیگر در سال 1984 ‬ساخت و سپس با یك وقفه‌ی چندین‌ساله، فیلم ماقبل آخر تلویزیونی خود به نام «در حضور دلقك» را تولید كرد.
آخرین فیلم او با نام «ساراباند» - که در واقع ادامه‌ی فیلم «صحنه‌ی یک ازدواج» بود - نیز سال 2003، در جزیره‌ی محل سکونت او و مثل بسیاری از فیلم‌هایش، با بازیگری نامزدش، لیو اولمن، ساخته شد (این فیلم در دسامبر همین سال از تلویزیون سوئد پخش شد).

تلاش در عرصه‌های دیگر
فیلم ساراباند، وداع برگمان با سینما بود؛ او اما در فعالیت‌های «دراماتا» - تئاتر ملی استکهلم - کماکان نقش و تأثیر داشت، قطعات نمایشی و فیلمنامه می‌نوشت و گهگاه در مسایل مختلف سینمایی و اجتماعی نیز به گونه‌یی فعال و منتقدانه وارد بحث‌ها می‌شد؛ از جمله، پای شکایتی را امضا کرد که در آن خواسته شده بود قطع برنامه‌های تلویزیونی به منظور تبلیغات تجاری، متوقف شود.
برگمان در این رابطه گفته بود: «وقتی که نمایش یک فیلم را در تلویزیون قطع می‌کنند تا برای مواد غذایی، موتورسیکلت و یا شامپو تبلیغ کنند، خشم وجودم را فرا می‌گیرد، فشار خونم بالا می‌رود و دچار یک شوک احساسی می‌شوم. احساس می‌کنم که به من توهین شده و مورد بدرفتاری قرار گرفته‌ام».
برگمان به رغم آن‌که در اواخر عمر سخت تکیده و رنجور شده بود، کماکان حافظه، فهم و هوشیاری‌ شفاف و کارایی داشت و در سینمایی اختصاصی که در خانه‌اش ایجاد کرده بود، دایم به تماشای آثار قدیمی و محبوب تاریخ سینما می‌نشست، کاری که به قول خودش ابداً با پسند و سلیقه‌ی فرزندانش سازگار نبود: «آن‌ها وقتی که به دیدار من می‌آیند، از این که من چنین فیلم‌هایی تماشا می‌کنم اصلاً خوششان نمی‌آید، بلکه بیش‌تر دوست دارند که مثلاً آخرین اثر کلینت ایست‌وود را تماشا کنند».

شخصیت یکتا
«فردریك رینفلدت»، نخست‌وزیر سوئد، در پیام خود به مناسبت درگذشت برگمان، از او به عنوان كسی یاد كرد كه از نظر هنری، مطلق بود. نخست‌وزیر سوئد هم‌چنین برگمان را چهره‌یی توصیف كرد كه دستاورد عظیمی برای هنر سینما و جامعه‌ی فرهنگی سوئد بر جای گذاشت. رینفلدت در ادامه گفت: «برگمان علاوه بر فعالیت سینمایی، در زمینه‌ی نقد هنری نیز فعال بود و همواره دیگران را تشویق می‌كرد كه در عین طرح انتقاد تند، از ابراز احساسات در نوشتن نقد خودداری كنند. از این حیث شخصیت برگمان، یکتا بود»!
«لینا آدلسون لیلیروث»، وزیر فرهنگ سوئد، نیز در پیامی برگمان را «نماد بین‌المللی سوئد» و نقطه‌ی اوجی برای سینمای جهان معرفی كرد. به گفته‌ی او، اهمیت برگمان در حدی بود كه برای توصیف آن، نیازی به اغراق وجود نداشت.
منبع : سینمافردا


10:06 - سه شنبه 18 خرداد 1389    /    شماره : 4422    /    تعداد نمایش : 85


نظرات بازدیدکنندگان
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: